دكتر محمد مهدي گرجيان

11

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

پيشگفتار بسم الله الرحمن الرحيم بشر ، از دير باز ميل داشت بداند آيا اعمالي كه از أو صادر مى شود صد در صد مربوط به اراده واختيار خود اوست وهيچ عامل خارجي در پيدايش آن مؤثر نمى باشد ويا اينكه موجود بلا اراده اى بيش نبوده علل وعواملي بيرون از ذاتش - خواه مادي يا مجرد - أو را به اين سو وآن سو مى كشاند ؟ در ميان فلاسفه يونان ، نخستين كسى كه به سبك خاص ومنظم ، اين مسألة را بررسى كرده ( أرسطو ) است كه در كتاب اخلاق ، شانزده فصل را به مسألة ( اراده واختيار ) اختصاص داده است . ( 1 ) ولى با طلوع نور اسلام وتقسيم عامه مسلمين به دو گروه اشاعره ومعتزله ، ( 2 ) اين مسألة وارد يك مرحله جنجالى شديدي شد . و

--> ( 1 ) - جبر واختيار ، أستاذ محمد تقي جعفري ، ص 8 ( 2 ) - جامعه أهل سنت از لحاظ اعتقادي وفكرى ، به دو گروه اصلى ( اشاعره ومعتزله ) تقسيم گرديد كه بعدها هر كدام آنها نيز به گروههاى ديگرى منشعب شدند . ( اشاعره ) كه پيرو أبو الحسن علي بن إسماعيل اشعرى ( متوفاى سال 330 ) مى باشند . از جمله عقايد مخصوص آنان : عبارتند از الف - اعتقاد به امكان رؤيت خدا . ب - زايد وقديم بودن صفات خداوند . ج - مخلوق بودن اعمال بندگان به طور مستقيم از ناحية خدا ( جبر ) . د - شرعي بودن حسن وقبح أشياء . ه‍ - افعال خدا براي غايت وغرضى نيست ( بر خلاف فلاسفه ومعتزله ) . . در مقابل ، ( معتزله ) كه پيرو وأصل بن عطا ( متوفاى سال 331 ) پنج مساله را از أصول اعتزال مى شمارند : الف - توحيد ، يعنى عدم مكثرات وصفات . ب - عدل ، يعنى خداوند عادل است وظالم نيست . ج - وعد ووعيد ، يعنى خداوند به بندگان وعده پاداش أطاعت ووعيد كيفر معصيت داده است ، وهمان طورى كه وعده پاداش مطيعان تخلف بردار نيست ، وعيد معصيت معصيت كاران نيز تخلف بردار نيست . پس آمرزش تنها هنگامى ميسر است كه بنده توبه كرده باشد . مغفرت بدون توبه هرگز صورت نمى گيرد . - منزلت بين المنزلتين . يعنى فاسق ( مرتكب گناه كبيره ، مثلا شارب الخمر ، زناكار ، دروغگو وأمثال اينها ) نه مؤمن است ونه كافر ، فسق حالتي است بين كفر وايمان . ه‍ - امر به معروف ونهى از منكر ، نظر خاص معتزله درباره امر به معروف ونهى از منكر اينست كه أولا راه شناخت معروف ومنكر منحصر به شرع نيست . عقل نيز قادر است لا أقل پاره اى از معروف ها ومنكرها را مستقلا تشخيص دهود . وثانيا مشروط به وجود امام نيست ، وظيفة عموم مسلمين است ، خواه امام وپيشوائى باشد وخواه نباشد تنها بعضي از مراتب آن است كه اجراء آنها بر عهده امامان ومتصديان أمور مسلمين است ، از قبيل اقامه حدود شرعيه وحفظ مرزهاى كشورهاى اسلامى وساير كارهاى حكومتى اسلامى . متكلمين معتزلي أحيانا كتابهاى مستقلى درباره اين أصول پنجگانه نوشته اند مانند كتاب معروف قاضى عبد الجبار معتزلي معاصر صاحب ابن عباد وسيد مرتضى علم الهدى ، به نام ( الأصول الخمسة ) . البتة عقائد خاص در رابطه با طبيعيات ومسائل اجتماعي سياسي داشتند كه بعنوان مقدمه براي اثبات يك أصل ديني از آن استفاده مى كردند . گويند أول كسى كه اين عقيدة ( منزله بين المنزلتين ) را ابراز كرد وأصل بن عطاء شاگرد حسن بصرى بود . روزى وأصل در محضر استادش نشسته بود كه همين مسأله مورد اختلاف خوارج ( كه مرتكب كبيره را كافر مىداستند ) ومرجئه ( كه أساس كار را عقيدة وايمان مى دانستند ومرتكب كبيره را مؤمن دانسته وايمان أو را كفاره گناهش مى شمردند ) را پرسيدند ، پيش از اينكه حسن جوابي بدهد وأصل گفت : به عقيدة من أهل كبائر فاسقند نه كافر ، بعد از جمعيت جدا شد - وبه قولي حسن بصرى أو را اخراج كرد - وكنارى گرفت وبه تبليغ عقيدة خود پرداخت . شاگرد وبرادر زنش عمرو بن عبيد نيز به أو ملحق شد . اينجا بود كه حسن گفت ( اعتزل عنا ) يعنى وأصل از ما جدا شد . وبه قولي مردم گفتند : ( اعتزلا قول الأمة ) يعنى وأصل وعمرو بن عبيد از قول همه أمت جدا شدند وقول سومى اختراع كردند . ولى بعضي ديگر معتقدند كه علت اين نامگذارى چيز ديگر است . كلمه معتزله ابتداء به گروهى گفته شده كه در جريان جنگ جمل وصفين روش بي طرفي وكناره گيرى را انتخاب كردند ، مانند سعد بن أبي وقاص وزيد بن ثابت وعبد الله بن عمر . بعدها كه مسأله كفر وايمان فاسق به وسيله خوارج مطرح شد ومسلمين دو دسته شدند ، گروهى راه سومى انتخاب كردند وآن كناره گيرى وبي طرفي بود . يعنى همان روشى كه أمثال سعد بن أبي وقاص در سياست ومسائل حاد اجتماعي زمان خود پيش گرفتند ، اينها در يك مسأله فكرى پيش گرفتند از اينرو به اينها نيز ( معتزله ) گفته شد يعنى ( بي طرفها ) وبعد اين نام براي اينها باقي ماند . ( اشنائى با علوم اسلامى مبحث كلام : ص 171 و 170 - 166 - 160 - 4 و 153 .